امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 15 سال و 3 روز سن داره

امیرمحمدواسراکوچولو

افـ ـتـ ـتاح وبـ ـلاگ

          سلام خواهر زاده های گلم که خیلی دوستتون دارم امروز من این وبلاگ رو برای شما درست کردم تا خاطرات شمارو در یک محیط مجازی یاداشت کنم الانم یه عکس از اسراجون میزارم ولی شرمنده امیرجان عکس توروهنوز ندارم اخه تو ازبیمارستان رفتی خونه مامان بزرگ براهمین     ...
15 آبان 1390

خـ ـاطـ ـرات امـ ـیرخـ ـان

سلام امیرخان تولدت مبارک دایی جون تو امروز درساعت 15:40:44 و تاریخ 90/8/12 چشم به جهان گشودی تومثل دخترخالت تو بیمارستان ارس به دنیا اومدی البته ببخش دایی جون دخترخاله نه نامزدت هههههه یه چیزدیگه بگم دایی ببین اسرا تورودوس نداره چون درس همون روزی که تو به دنیا اومدی اون رفت خونشون ازما گفتن بود فقط اینو گفتم وقتی بزرگ شدی کلاه نره توسرت ببین امیرخان تو الان چهار روزه به دنیا اومدی منو... پدربزرگ... خاله...هنوزتوروندیدیم دیشب هم که اومدیم خونه مامان بزرگ که توروببینم گفتن امیررو الان بردن بیمارستان ماهم اومدیم بیمارستان ولی مارو راه ندادن بیایم تو روببینیم توباعمت موندی ماهم برگشتیم خونه دیگه تو نبودی امروز هم که دارم اینومینویسم ساعت 17 ه...
15 آبان 1390

خـ ـاطـ ـرات اسـ ـراجـ ـونـ ـم

سلام به اسرا جون تولدت مبارک عزیزم تو امروز درساعت18:15:33و تاریخ31/6/90در بیمارستان ارس پارس آباد چشم به جهان گشودی و بعدازاین که به دنیا اومدی همون روزاول مریض شدی دو روز تو بیمارستان ارس ویه هفته تو بیمارستان بوعلی اردبیل موندی وبعده ده روز اومدی خونه عزیزم خلاصه خیلی دختر لج بازی بودی تو قونداغ نموندی وقتی مامان قونداغ می کرد توروهمش گریه می کردی ولی وقتی مایی بی بی بهت میزد دیگه گریه نمی کردی راحت میخوابیدی دیگه چی بگم چهل روز گذشت خدا بهت یه پسرخاله داد به اسم امیرمحمد همون روزی که امیر به دنیا اومد شما رفتین خونتون تو کاشان ما هم هر روزبه مامان زنگ میزنیم وفقط به گریهات گوش میکنیم عزیزم الهی دایی فدات بشه یه چیزی بگم هم به تو هم به ا...
14 آبان 1390